تبليغاتX
شبهای خط خطی - " خاطرات خوابگاه "
 " جوجه 3 روزه "

به نام انکه افتاب مهرش در استان دلم هرگز غروب نخواهد کرد.
تابستان امسال یکی از دانشجویان دختر زنگی به خوابگاه برادران می زند و به یکی از اقایان .... می گوید که یکی از اشنایان من از شهرستان به این دانشگاه امده و میخواهد سه روز مهمان باشد اگر امکان دارد شما از سرپرستی و امور دانشجویی نامه مهمان بگیرید تا سه روز در اتاق شما بماند . این اقایان از همان لحظه شروع به تمیز کردن و مرتب کردن اتاق و خرید میوه و وسایل شام و بالاخره تقسیم کار در اتاق پرداختند و همچنین صاحب مهمان برای گرفتن نامه اقدام کرد.عصر همان روز زنگ دومی زده شد که فلان ساعت در محوطه باشید تا مهمان را با خودتون ببرید .
دو نفر از اقایان به استقبال مهمان سه روزه می روند . اما خانمها به جای یک نفر یک کارتن شیک و بسته بندی شده تحویل می دهند.اقایان می پرسند پس مهمان کو ؟ خانم ها جواب می دهند حالا این را ببرید اتاقتان بعد معلوم می شود اقایان خیال می کنند سو غاتی یا وسایلی است که همان اورده . اما خانم ها سر کار گذاشته بودند . مهمان خانمها یک جوجه زرد رنگ بود که بعد از سه روز در خوابگاه تلف شد ............ 


خدایا رحمتی کن تا ایمان نان و نام برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از انهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند
و نه از انهایی که پول دین را می گیرد و برای دنیا کار می کنند.
 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 8:1  توسط فاطی  |